رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

رونوشتی از برنامه این هفته

1393/5/28 18:21
نویسنده : رومینا
1,075 بازدید
اشتراک گذاری

 سلام قند عسلمبوس سلام دوستای نازنینم محبت برنامه منظم برای خودمون درست کردیم  تا رادوین قند عسلم  نظم رو  خودش حس کنه . 

چهارشنبه ها نقاشی آزاد .

پنج شنبه ها خلاقیت و کشف طبیعت .

جمعه ها بازی های فکری و موسیقی .

. شکل شخصیتی ش روز به روز برای من احسان  مشهود تر میشه . رفتارها . احساسات . برخوردها و نگرشهای خاص خودش رو داره .

نگاه خاص و پرسش گرانه ش باعث میشه بیش از بیش روی حرکاتش زوم کنم . باعث شده بیشتر روی حس هاش کار کنم .

با تموم خستگی های روزانه باید کاری رو که شروع کردم تموم کنم .  اونم پرورش صحیح پسرم . امیدوارم که بتونم از این کار سخت  موفق بیرون بیام . 

گفتگوهای شبانه به همراه یه لیوان شیر داغ در اتاقش و خوندن یه کتاب کوتاه ٬شنیدن سی دی های روانشناسی  با  برای من شبی دلپذیر میسازه .

احساس میکنم بیش از بیش میفهمه . دوست دارم این همه دانستنش رو . این همه خلاقیتش رو .و لذت میبرم از حس خوب مادریم .

یه حس خوب دارم . یه حسی که هنوز بعد از گذشت 2سال و3 ماه وقتی به برش زیر شکمم دست میزنم اشک تو جشمام حلقه میزنم . دوست دارم اون خط باریک رو. همون شکافی که پسرم  رو ٬ روی سینه ام گذاشت .

پسرم ...دونه دونه ثانیه های مادریم حلالت  باشد 

وقتی که خونه امیر دایی رفته بودیم شما اراد رو دیدی که سوار روروئک شده هوس کردی که تنی به روروئک زنی. 

تمام حرکات اراد رو رادوین انجام میداد 

قربون مهربونیت بشم . 

.

اراد  عسل عمه مروارید دارشده و براش اش دندون پختیم . 

عمه قربونت بشه . اراد جونم نفسم 

غیر از اون روزها ی هفته  رادوین برای کودکش کودکی میکنه . و بازی ازاد هست .  

خودش اشکال هندسی درست میکنه و میگه  Triangle(مثلث)

همه اشکال هندسی رو به زبان انگلیس یاد گرفته .

نازنین پسرم .

پاک بمون چون حلال و پاکی ...چون مقدسی از همون سرشت اول . چون تو معجزه ی خدایی .

سلامت و خوشحال و با خدا بمون شاهزاده ی سوارکار دلم .

و خدایم

همون خدایی که با لحن و صدایم آشناست ...

همون خدایی رنگی دلم . هیچ بچه ایی با غصه نخوابه . 

محبت

تا امروز  از باباحسن هیچ خبری نداشتیم  چون وقتی از مرز خارج شده گوشی هاشون رو خاموش کردند. بی حوصلههمین الان تماس گرفت و گفت که تازه از قلعه  اومدن پایین و دارند میرند تفلیس روبگردند.  فقط باباحسن میگه رادوین چطوره خوبه؟ و ما هم براش تعریف کردیم  ورادوین  دبروز تلفن رو اورده میگه بابا حسن حرف حرف(دلش برای بابا حسن تنگ شده بود   دلم براش سوخت  ولی کاری جز  صحبت کردن باهاش نداشتم .  وقتی سرم به  پخت پز مشغول بود دیدم رادوین میگه مامان با بابا حسن حرف زدم  منم  فقط خندیدم و گفتم افرین پسرم  بعد از 5 دقیقه دیدم که داداشم امیر زنگ زده میگه کار داشتی زنگ زده بودی گفتم نه  رادوین  زنگ زده  به خیال اینکه به بابا حسن زنگ زده . )

 

پسندها (4)

نظرات (9)

سحرمامی آرتین
28 مرداد 93 19:01
آخه خاله قربونت بره مگه تونی نی هستی روروک سوارمیشی وچهاردست وپامیری؟؟؟ دوستت دارم زیییییییییییییییااااااااااااااااااااااااااااااااااد.
رومینا
پاسخ
ممنون سحر جونم ما هم دوستتون داریم زیاددددددددددد پسرمون نی نی شده خاله
شکوفه،مامان مانی و پانی
28 مرداد 93 19:06
سلام عزیزم.خوبین همه؟ آفرین مامان نمونه.برنامه ریزی خیلی خوبه. به نکته های مهمی توجه میکنی. دندون آراد گلی هم مبارک باشه. پس پسر مهربونمون دلتنگ بابا حسن شده. انشالا که به سلامت و با موفقیت برگردن و دلتنگی رو از دل پاک پسرمون دور کنن. میبوسمتون عزیزم.
رومینا
پاسخ
سلام عزیزم ممنون عزیز . شما خودت هزار ماشالله مامان نمونه هستی و دوتا فرشته دوستداشتنی رو داری بزرگ میکنی.
مامان و بابا
28 مرداد 93 19:54
سلام دوست خوبم من حديثم بيا به من سر بزن تا باهم دوست بشيم يه مغز بادوم توي يه پوست بشيم
رومینا
پاسخ
حتما
مامانی رادین
28 مرداد 93 22:14
سلام رومینا جون خیلی خوبه که برنامه ریزی کردی ما هم برای بازی با رادین برنامه ریزی کردیم و ساعت گذاشتم تا بدونه هر چیزی باید وقت خودش باشه قربون رادوین باهوشم که همه چیزو زود یاد میگیره . وای چه جوجویی دارین مبارکه مروارید جدید.برادر زاده خیلی شیرین منم هر وقت برم خونه مامانم اینا اول میرم آروین (برادر زاده ام)و میارم پایین بعد میرم تو خیلی شیرینه خیلی ولی آروین ما تنبل دندون در نیاوارده
رومینا
پاسخ
برادرزاده که قند عسله عاشقشم رادین عسل خودمون هم باهوشه هزار ماشالله خوشتیپه ما هست .
مامان مهراد
29 مرداد 93 10:24
به به چه پسمر باهوشی چه مامان خوش ذوق و مهربون و نانازی. یه عالمه بوس برای رادوین گلی
رومینا
پاسخ
ممنون از لطفت مهری جون گل پسر نازتو ببوس
عاطفه مامان ستیا
29 مرداد 93 17:08
ای جونم به این ارادتپلی چه بزرگ شده ماشاللهخب خداروشکر که حال بابا حسن هم خوبه..اشالله که زودی برگردن تا این رادوین طلای ما از دلتنگی درادبرنامه ریزی هم عالیه خیلی خوب.انشالله که موفق باشید
رومینا
پاسخ
ممنونم عاطفه جون . اره دیگه بابا حسن یکشنبه میاد و رادوین خان هم ذوق زده میشه
نیلوفر
30 مرداد 93 1:46
سلام عزیزم، خوبی؟ رادوین عسلی خوبه؟ قربونش برم به بابا حسن زنگ زده ایشالله بابا حسن زودی میان. رومینا جون تو جز موارد مربوط به کودک هم پیش مشاور میری یا کتاب و سی دی روان شناسی مطالعه می کنی؟ اگه آره میشه اسمشو تو وبلاگ بگی؟ مرسی عزیزم، میبوسمتون.
رومینا
پاسخ
سلام نیلوفر جون ممنون . من قبل از بارداری سی دی دکتر هلاکویی رو دنبال میکردم و هرروز گوش میدادم . و نکاتش رو تو کاغذ مینوشتم میزدم به اتاق و بعد از اون میرفتم کلاسهای اموزشی رفتار با کودک تو تهران که گواهینامه صلاحیت مادر شدن و پدر شدن رو میدادند . وقتی که رادوین هم دنیا اومد تو سایتها به خاطر چند تا سوال که تو ذهنم بود رفتم پیش دکتر شهرام اسلامی که جز بهترین مشاوره ها هست و کمک میکنه تو شکل شخصیت پذیری کودک . و الان دارم سی دی های ایشون رو دنبال میکنم . مثلا زمان از پوشک گرفتن و فاصله سنی با کودک دیگه بازی با موبایل (اعتیاد کودکان امروزه شده ) پرت کردن وسایل .... سوالهایی بود که تو دهنم بود
الهه مامان مبین
6 شهریور 93 17:56
ای جونم به این پسر با برنامه من و آفرین به مامانی با فکرت عزیزم . امیدوارم همیشه موفق باشی گلم
رومینا
پاسخ
مامان سمانه
23 شهریور 93 22:25
سلام رومینا جوووووووووووونم اره گلم دوران جالبیه بارداری ولی استرسش سخته گلم رادوینمو ببوسش ماشالا اقایی شده هااااااااا
رومینا
پاسخ
سلاااااااااام سمانه جون خوبی . اول از همه گل پسر خوشگلتو ببوس ممنون از لطفت راستی وقتشه ها یکی دیگه بیار